
چشم عاشق
چشم عاشق در هوای دیگر است
انتظار لطف حی داور است
چشم عاشق کی رود در خواب ناز
او که مجنون وصال دلبر است

برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
.....من می مانم ....و
.... آسمان...ماه....
و قلبی که دیگر توانی برای دلتنگی مداوم ندارد ....
....قلبی که دیگر برای هیچکس نیست ...
...
خبر بیماری سرطان یکی از همکلاسی های دانشگاه...حسابی حالم رو گرفت ...
دخترکی که هنوز قاب عروسی اش رو به دیوار نزده بود...
دعا می کنم بهترین اتفاق ممکن براش بیفته ..
......هیچکس را خبر از فردا نیست...
برچسب: قلبمبرای,
نویسنده: یلدا قنبریپور
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور

هر صدا و هر سکوتی،اونو یاد من میاره
میشکنه بغض ترانه،غم رو گونه هام میباره
از همون نگاه اول،آرزوی آخرم شد
حس خوب داشتن اون،عاشقونه باورم شد

برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
آقا یه پیرمرد یک تنه ای زده به من تموم استخونام درد می کنه .
قفسه سینه داره می ترکه ها ..
نمی دونم پیر مرده جوون بود یا من پیر شدم .
وای خدا از درد دارم می می میرم ...
الهی چیز جیگر بمیری پیر مرد ...
وای خداااااا
کم درون سینه ام درد داشتم اینم روش ...
خیر سرش ...دست جوانمردی هم دراز کرد ..
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور
که من تو را...از یاد نبرده ام ....
ای سرگردانی بی انتها
زیبایی های دردآورت را
با همه ی دلهره هایشان
می پرستم...
در کوچه تنهایی زمین خورده ام .......
...هنوز به باز آمدنت چنان دلخوشم که
طفلی به صبح عید
پرستویی به ظهر بهار
و .....
پس باز هم منتظرت می مانم
همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
به کسی جمال خود را ننموده ای و بینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفت و گویی
به ره تو بس که نالم ، ز غم تو بس که مویم
شدهام ز ناله نالی ، شدهام ز مویه مویی
همه خوشدلیم که مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی
برچسب: آرزویم,
نویسنده: یلدا قنبریپور

به یاد آخرین تابستانی که بی صبرانه تمام می شد تا
برسم به چشمان تو ...
.....به یاد همان آخرین شب آنلاین می شوم ...

برچسب: عاشقی,
نویسنده: یلدا قنبریپور